بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
امروز دلم گرفته،شايد نتونم درست صحبت کنم.ازدست چيزايي که مي بينم.از دست رفتارا.
پنجشنبه رفتم بهشت زهرا(س).توي قطعه شهدا (ره) ايستاده بودم که يهو يه صحنه اي رو از رفتار يه مادر با بچه اش ديدم که واقعاً دلموشکست.بچه شايد خيلي که سنش بود،10يا11سال. يه چادر ملي سرش بود.افتاده بود رو شونش.مادرش بهش گفت:چادرت داره زمين رو جارو مي کنه،سرت کن.نمي دونم بچه چي گفت.ولي يه دفعه مادرش با عصبانيت گفت سر نمي کني؟
اومد به سمتش و زد توسر بچه.وقتي اينو ديدم حالم گرفت.بچه از خجالت روشو کرد سمت ديگه که کسي رو نبينه. گريه کرد.خيلي دلم مي خواست به اون خانم مي گفتم که ...نمي دونم.
خدا به ما فرموده که حجاب کامل رو رعايت کنيم.اما نفرموده لزوماًچادر.چادر خيلي قشنگه خيلي دوستش دارم.اما مي خوام اينو بگم که چرا والديني که دوست دارن فرزندشون اين زيبايي رو داشته باشه،از شيوه هاي زيبا استفاده نمي کنن؟که هم فرزندشون بفهمه که چرا چادر،وهم تمام زيبايي رو تو اون ببينه.مي تونم اين احتمال رو بدم که اون بچه فردا که بايد از چادر به عنوان يه زينت براي خودش استفاده کنه و خودش رو به واسطه ي اون از خيلي از زشتيها حفظ کنه،با ديدن اون ياد اين خاطره ي بد و خرد شدن شخصيتش جلوي مردم بيفته.
پدرهاي محترم!مادران عزيز!
به نظر شما اين شيوه براي پرورش يه فرزند صالح درسته؟!بهتر نبود اين خانم به جاي تنبيه از تشويق استفاده مي کرد.تا شوق فرزندش رو بيشترکنه؟مي تونست از فرزندش به خاطر حسن انتخابش تو اين سن کم تشکر کنه وبهش بگه خدا بيشتر دوسش داره.تا فرزندش جلوي مردم احساس غرور کنه تا احساس خجالت.بعد فرزندش وقتي بزرگ بشه وعقلش چراغ راهش،خودش حجاب کامل رو انتخاب مي کنه.
اميدوارم محبت خداي بزرگ هميشه تو قلب اون دختر خانم در جريان باشه.
هم براي اون دختر خانم،هم تمام جوان ها دعاکنيد.
ما جوونا خيلي به دعا محتاجيم..........
ياحق
رَئوفُُ رَحيمُُ(سوره توبه آيه 128)
هان اي مردم!پيامبري از جنس خودتان برايتان بيامده که از اوصافش يکي اين است که از خصارت ديدن شما و از گمراهيتان ناراحت مي شود و ديگر اين که او به خير خواهي ونجات(هدايت) شما چه مؤمن وچه غير مؤمن حريص است ونسبت به مؤمنان دلسوز ومهربان.
السلام عليک يا نبي الرحمه
مي خوام با شما سخن بگم.شما که آخرين فرستاده از طرف خداي من هستيد براي هدايت من.مي خوام با شما سخن بگم... با شما که پيامبر مهرباني هستيد. با شما که نگران امتتون هستيد که گمراه نشن.با شما که وقتي کسي باتون بدرفتاري ميکرد رحيمانه وبا عطوفت باهاش برخورد مي کرديد و وقتي ازش بي خبر مي شديد به عيادتش مي رفتيد.شما پيامبر مردم بوديد و هستيد.از جنس مردم.شما که براتون مسلمون وغير مسلمون يکسانه،با همه مهربونيد.
روي صحبت اين آيه ي شريفه فقط با مسلمونا نيست.شما پيامبري هستيد که جز به امر خداوند سبحان قيام نکرديد.اطاعت از شما،اطاعت از خداست.پس چطور مي شه ازشما روبرگردونيم و ازتون سرپيچي کنيم؟؟؟
پيامبر مهربانم!
مي خوام از خودم پيشتون شکايت کنم.از کاراي زشتي که تا حالا کردم...از نمازاي بي حالم... از اين که چقدر باگناه شما رو آزرده خاطر کردم.از مهربونياي شما که قدرشو ندوستم. از محبت هاي هميشگي خدا تو ماه رمضونا...علي رغم گناهام.
حالا مي خوام دوباره با شما پيمان دوستي ببندم تا هميشه از هدايتتون بهره مند باشم.
مي خوام به شما نزديک بشم.شماکه خدا به شما فرمان داده که به ما بشارت بديدکه:
اگر خدارا دوست مي داريد،مرا پيروي کنيد تا خدا شمارا دوست بدارد وگناهان شما را ببخشد وخدا آمرزنده ومهربان است.(سوره آل عمران آيه 31)
مي خوام از گناه دور بشم وبه شما نزديک.تا سبک بشم که بتونم به مقصدي که بايد، برسم.
اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند:تُخَفِفوا،تُلحِقوا
براي ظهور فرزندت حضرت بقيه الله الاعظم مهدي موعود (عج) که با آمدنش قلب همه ي موحدان آرام مي گيرد دعا مي کنم.
براي جوانان امتت که همواره در مسير رضايت خداوند سبحان گام بردارند،دعا مي کنم.
الهي بِِمُحَمَدٍ
اميد وارم هميشه مورد رضايت تو باشم.کمکم کن.
از خواهر بزگوارم «تصوير تازه» که ازمن دعوت کردند که با رحمه للعالمين حضرت محمد(ص) ساده وصادقانه سخن بگويم،صميمانه سپاس گذاري مي کنم واز خداوند منان برايشان موفقيت روز افزون خواستارم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
سلام بر تو اي عيسي که روح خدا وکلمه ي اويي.
سلام برتو پيامبري که به پيروانش بشارت آمدن احمد آخرين پيامبر خدا وآيين برحقش را داد و آنان که حقيقتاً او و آرمانش را باور داشتند کلامش را بر جان نهادند وبه حضرت خاتم النبييين محمد مصطفي(ص) ايمان آوردند و با هدايت قرآن و عترت طاهره(عليهم السلام) که دو ارزش جدانشدني از يکديگر هستند سرانجام خود را نيک کردند.آري ... به درستي که آنان،حقيقتاً تو را دوست داشتند.
اما امروزه درد ديگري قلب تو را درد ناک مي کند که همان کساني که زمان بعثت آخرين پيامبرخدا به باورهاي راستينشان جامه ي عمل پوشاندند،امروزه در نسلشان افرادي هستند که با تبليغات سوء بعضي از کساني که با خشن جلوه دادن آئيني که بزرگان به آن دين محبت گفتند مي کوشند تا آنان را از مسيري که بايد پيروي کنند تا سراسر غرق رحمت خداوند باشند محروم کنند.
اي کاش حقيقت اسلام را ومهرباني وعطوفت اين دين شريف را باور کنند وبه باور ها يشان عمل کنند.
وکساني که به ظاهر آئين وآرمان تورا تبليغ ميکنند،در واقع کساني را که پيرو تو هستند گمراه مي کنند وبه تمسخر پيامبر رحمت مي پردازند
اي پيامبر!
اميدوارم که ما از جمله کساني نباشيم که بخواهيم قلب تو و ولي خدا حضرت بقيه الله الاعظم مهدي موعود (عج)را درد ناک کنيم.
اميدوارم همه ي ما در راه زنده نگه داشتن اسلام همواره در تلاش باشيم .
وظيفه خود مي دانم که از استادم «سراي انديشه» که مرا دعوت کردند تا با حضرت عيسي بن مريم (ع) سخن بگويم و از دغدغه هايم صميمانه با او بنويسم، سپاسگذاري کنم.
ياحق
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
چند روز پيش به ما خبر دادند که پنج شنبه قراره بريم موزه عبرت ايران(زندان ساواک).بعد از کلي ذوق قرار گذاشتيم که اين دفعه بريم وچيزي بفهميم.خلاصه رفتيم...
وقتي رفتيم موزه عبرت،من شروع کردم به فکر کردن.
راستش وقتي ازمقاومت ها ي افراد مي شنيدم،که به خاطر آرمان زيباي پيروزي حق عليه باطل اين گونه استواري کردند و سختي شکنجه ها را به جان خريدند ودر آخر اين سختي طعمي شيرين براي آن ها داشت،خجالت مي کشيدم.چه بسيار افرادي که در راه اين آرمان بزرگ به سوي حق پرواز کردند وحتي نامي از خود در کتاب تاريخ بر جاي نگذاشتند.وقتي درباره ي ايشان مي شنيدم از خودم بدم مي آمد.بعد ما رو بردن اتاق حسيني(شکنجه گر معروف ساواک) که در واقع سخت ترين شکنجه ها در اون مکان اتفاق مي افتاد و زجر آورترين لحظات،زماني بود که افراد در اتاق حسيني بودند.در اتاق حسيني والبته در همه جاي زندان دو چيز به چشم مي خورد.دو تا آدم که تفاوت هاي زيادي باهم داشتند.يکيشون ظالم بود وبه خاطر اهداف شيطاني هم نوع خودش رو آزارمي داد وديگري فردي که به خاطر آرمان زيباي خودش وامثال خودش زير شکنجه ي سخت ظالم ايستادگي مي کرد.
دوستم مي گفت:«چه طورمي شه که يه آدم،يه آدم ديگه رو بزنه؟!وقتي به اين فکر مي کنم که اون موقع امام زمان(عج) هم بوده ونگاه مي کرده بيشتر عصباني مي شم.»
به دوستم گفتم:بايد آيه ي:
قُل اعملوافسيري الله عملکم رسوله رو بزرگ تو اتاق حسيني بنويسند.
بعد همينطور که جاهاي ديگه از موزه رو مشاهده مي کرديم،تو اين فکر بوديم که الآن هم امام زمان ما هست وداره ما رو مي بينه.ما تا الآن چه کرديم؟!!!آيا امام رو راضي نگه داشتيم؟اصلاً اگه اون زمان که اين دلاوران اينجوري به پاي هدفشون خون مي دادند،ما بوديم،جزء کدوم گروه بوديم؟کمالي ها وحسيني ها و آرش ها؟يانه...رجايي ها،مطهري ها....
راستش وقتي اسامي بزرگاني چون شهيد رجايي رو مي شنيدم جز خجالت چيزي برام نمي موند.
يکي از کساني که اون زمان زنداني بود و براي ما از شکنجه ها توضيح مي داد،گفت:«من با اين که بارها اين ها رو براي شماري از افراذ توضيح دادم اما هنوز برام تازه ست».و واقعاً هم اين تازگي تو بياناتشون حس مي شد.
ايشون شکنجه شدن تو زندان ولحظات سخت اتاق حسيني رو،پرواز،تلقي کردند.
چقدر زيبا که به خاطر آرمان وعشقشون همه ي سختي ها رو زيبا مي ديدند وبا شکنجه پرواز مي کردند.خوش به حالشون...
وقتي فکر مي کنم،مي بينم جداًدر قبال قطره قطره خون شهدا که به خاطر آرامش و آسايش ماريخته شد ولحظه لحظه ي سختي هايي روکه کشيدند تا پيروز شوند مسئوليم.
اميد وارم که بتونم بفهمم...
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
الان ماه محرمه.اين روزها روز هاي قشنگيه. روزهاي عظيميه.
مي خوام از بانوي بزرگ کربلا حضرت زينب کبري سلام الله عليها صحبت کنم.بد نيست که ما براي شناخت بزرگان دينيمون مطالعه داشته باشيم.براي شناخت بيشتر حضرت زينب (س)در جريان کربلا ازمقاتل بهره مند بشيم .درس آزادگي وعشق را بايد از اين خانم بزرگوار آموخت،تا ديگه وقتي نام ايشون مياد،به التزام غم وغصه يادمون نياد.بلکه نام ايشون يادآورعشق وايثار وبزرگواري ورشادت وشجاعت وزيبايي باشد.دوست دارم مطالبي رو از کتاب ارشاد مرحوم شيخ مفيد که براي خودم خيلي مفيد بود،براي شما هم بنويسم.
استقامت وصبوري اين خانم بزگوار درکاخ ابن زياد ملعون که خطاب به حضرت زينب(س) گفت: خداي را سپاس که شما را بي آبرو کرد وشما را کشت وافسانه شما را به دروغ تبديل کرد. حضرت فرمودند:خداي را سپاس که مارا به پيامبرش گرامي داشت ومارا از آلودگي ها به نيکي پاک کرد.به ابن زياد فرمودند:بي آبرو کسي است که فاسق باشد گناهکار وفاجراست که کذبش برملا خواهد شد واين صفات در ما نيست. ابن زياد گفت:چگونه ديدي آنچه خدا با اهل بيتت انجام داد؟حضرت فرمودند:خداوند براي آنان کشته شدن را برگزيد. آنان نيزبه سوي قتلگاه خويش برخاستند.عجله نکن،به زودي خداوند تو را با آنان در يکجا جمع خواهد کرد شما بايد دربرابرخدا در برابر يکديگر قرار بگيريد.
ببينيد، يه خانم مصيبت ديده اي که هفتاد و دو نفر از عزيزانش را از دست داده و درمقابل دشمنشان قرار گرفته است به اين زيبايي سخن مي گويد واز ولايت وهدف حجت خدا وخليفه الله دفاع مي کند وخداي را سپاس مي گويد.استادمون(حفظه الله)(محرم سال گذشته)فرمودند:اگر کسي عظمت اين بزرگوار را درک کند از اين که حتي نام ايشون را داشته باشد مفتخر است و به خود مي بالد. چرا اينو گفتم ؟آخه متاسفانه چند وقت پيش متوجه شدم که يکي از... اسمش رو از زينب به شيرين تغيير داده. نمي دونم چرا؟!!!...
. چرا بايد فکر کنيم که اسم زينب باعث بعضي از سختي هاي زندگيمونه. چرا متوجه نيستيم که باعث بيشتر بلکه تمام ناراحتيها تو زندگي خودمونيم؟اصلاًچه ربطي به اسم داره؟اصلاً اين همه اسم .مريم،فاطمه،زهرا، معصومه،هانيه،حنانه،فائزه،چرا شيرين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه حضرت زهرا(س)سرورزنان عالم نيستند؟مگه حضرت مريم(س) سرورزنان عصر خودشون نبودند؟(سوره آل عمران آيه 43) مگه حضرت زينب(س)به قول خودمون با اون همه سختي مظهر صبر و شکيبايي و زيبايي نيستند؟چرا ما اين زيبايي ها را کنار ميزنيم و سختي ها رو مي بينيم؟ چرا دين ما بايد ياد آور سختي باشه؟چرا زيبايي هاي دين رو نمي فهميم؟چرا بزرگان دين رو نمي شناسيم؟
اصلاًنمي فهمم.واقعاً........
شما مي تونيد به سؤالم جواب بديد؟
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[13/3/1387- 5:30 ع] مي دوني چرا ياد خدا دلا رو آروم ميکنه؟
[29/2/1387- 2:33 ص] راهو رسم عاشقي رو بلدي ؟ پس بيا بسم الله
[آرشيو شده ها]










